خانبابا مشار

794

مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )

بتكميل علم بديع تحصيل مقام منبع كرده و بقيهء عمر را در تهران بسر برده . شعر لطيفش فصحاء و بلغاء را افسر سخن ، دوست و دشمن بفصاحت و بلاغت او معترف بودند و شاعرى و صفات حميدهء ديگر شعر او مىستودند . هميشه فخر بمداحى ممدوحين خدا داشته نه غير ايشان اگر چند جا برخى را ستوده و مداحى نموده در همه حال صبور و قنوع بود . در انشاء و انشاد مدايح و مناقب دودمان رسالت و خاندان ولايت كه نهايت حريص و مولع مىنمود كمتر شعر ديگران را مىخواند و آن خود را هر گز نمىنگاشت . هركس نوشتهء شعر محيط را در نزد او مدعى رؤيت شود هيچ رأى زرين تصديقش نمىكند . خيلى حافظهء خوب داشت همواره تمام اشعارش را از حفظ مىخواند . اشعار آبدار و دواوين ادباء خراسان و شعراى تركستان را هيچ‌گاه غورى بسزا نداشت ولى غزلهاى مبتنى بر عرفان را طورى سخت مىساخت و از نقائص مىپرداخت كه ترك و تا ترا مبهوت مىساخت . از به دو ورود بطهران تا بدرود از اين جهان تمام حشر و نشر او با ادباء و علماء و فضلاء و اتقياء بود . در سال 1298 مرا ( ميرزا حيدر على مجد الادباء ) با او مواصلت دست داد و او را با من بنده مصاهرت اتفاق افتاد ، در سنهء 1317 ق درگذشت و در قبرستان شيخان قم به خاك رفت ( مقدمهء ديوان ) 1 - ديوان شعر : طهران ، 1318 ق ، سنگى ، خشتى ، خط زين العابدين ملك الخطاطين قزوينى ، با مقدمهء ميرزا حيدر على مجد الادباء ضياء - لشكر ، 223 ص .